¸.•*´`*•.¸¸.•*عشق باسُس صورتی¸.•*´`*•
وبلاگ دل نوشته ها
امروز اومدم بگم که درسام خیلی سنگینه و وقت نمیکنم بیام نت و اینم آخرین اپهههههههههههههه!!! ببخشید اما وبمو تعطیل کردم امسال سال آخرمه و درسامم که میدونید سنگینه شایدم دیگه اصلا نیام نت!!! پس بــــــــــــــــــــــــآی برای همیشه ســـــــــــــــــــــــــــــــــــلام به همه ی دوستانی که تو این چند وقته که نبودم به وبم اومدن و کامنت گذاشتن!!!!!!! البته سر فرصت میخوام یه لینک تکونی بکنم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خــــــــــــــــــب!!!!!!!!!!!!!! امروز گفتم باید به وبم بیام حتما حتما !!!!!!!!!!!!!!!! چون یه مناسبت بزرگ داریم که باید جشنش بگیرم امروز 24 شهریور و تولد یک دخمل بلاو خوشمله!!!!!!!! اِهم اِهم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! متوجه نشدید تولد کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!! خب معلومه دیگه تولد خودمه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! نمیخواید تبریک بگید!!!!!!!!!!!!!!!!! میسی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! آهنگو پخش کنید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! حالا کیکو بیاری!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!هههههههههههههههههههههههههههههههوووووووووووووووووووووووو نمیخواهید کادو بدید؟؟؟؟!!!!!!!!!! اینم منم ها!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ببینید چقدر خوشحالم!!!!!!!!!!!!! دســـــــــــــــــتان سیندرلـــــــــــــــا (آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآخر خنده) برید تو ادامه مطلب ..... لطفا تا آخر بخونین ســــــــــــــــــــــ-لام ببخشید یکم دیراپ کردم ولی با یه اپ خیلی قشنگ پیشتون اومدم اینم چن تا اس خنده داره!!!!!!!!!!!!! بــــــــــــــــــای آخرین خبر: به دلیل استقبال بی نظیر شما مسلمانان عزیز زمان اذان مغرب یک ساعت تمدید شد! . . . در این شبهای رمضان ، تو را به خدا سر سفره افطار دستهات رو با خلوص نیت به آسمان دراز کن و همون بالا نگهدار بزار بقیه هم یه لقمه بخورن خب ! . . . گفت اونقدرا هم که کافر نیستم ! خــــــــیلی دلـــــم براتـــون تنگیـــده مـــــــاه مـــــبارکـ رمـــضـانـ بـــر شـــما مبـــارکـ بـــــاد ایـــن داســتنــو حــتمـا بــخونـیـد مـــن یـکی کــه وقتی بـه اخــرش رـــیـدم نـزدیـک بـــــه گریه بـودم خـــــیلی قشـــنگــه دخترک شانزده ساله بود که برای اولین بار عاشق پسر شد.. پسر قدبلند بود، صدای بمی داشت و همیشه شاگرد اول کلاس بود. دختر خجالتی نبود اما نمی خواست احساسات خود را به پسر ابراز کند، از اینکه راز این عشق را در قلبش نگه می داشت و دورادور او را می دید احساس خوشبختی می کرد. بقیه در ادامه مطلب بایهـ داسـتـانــ عاشقانه- پیشـ شما عاشقـا اومدمـ.هـرکـــسـ عـــــاشــقهـ اینو بخـونهـ. بــــــــــــــــــــــــایـــــــــــــ امیدوارمـــــــ خوشـــــتونـ بــیادــــ سلام دوستای گلم خوبین امروزبایه داستان بسیارزیبا نشسته بودم رو نیمکتِ پارک، کلاغها را میشمردم تا بیاید. سنگ میانداختم بهشان. میپریدند، دورتر مینشستند. کمی بعد دوباره برمیگشتند، جلوم رژه میرفتند. ساعت از وقتِ قرار گذشت. نیامد. نگران، کلافه، عصبی شدم. شاخهگلی که دستم بود سَرْ خَم کرده داشت میپژمرد. برنگشتم به رووش. حتی برای دعوا، مُرافعه، قهر. از در خارج شدم. خیابان را به دو گذشتم. هنوز داشت پُشتم میآمد. صدا پاشنهی چکمههاش را میشنیدم. میدوید صِدام میکرد. سلام .امروزگفتم برم یه اپ بکنم اخه بچه ها دلشون برام خیلی تنگ میشه(چه اعتماد به نفسی) امروزتقریبابایه داستان طنزوعبرت اموز پیشتون اومدم.بباییییییییییییی عزیزانم من رفتم میگن یه روز جبرئیل میره پیش خدا گلایه میکنه که این چه وضعیه آخه؟ ما یک مشت ایرونی داریم توی بهش داریم که فکر میکنن اومدن خونه باباشون! به جای لباس سفید، لباس های مارک دار و اندامی پوشیدن! پاشون میکنن. با "ماکسیما" و "زانتیا" توی بهشت دور میزنن!!! آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم. امروز تمیز میکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه میشه، بعضی ها شون هم هر وقت من میام پوست پرتقال و پوست موز میندازن. بعضی هاشون کاسبی هم میکنن و حلقه های تقدس بالای سرشون رو به بقیه میفروشن. چند تاشون کپن جعلی بهشت درست کردن و به ساکنین بخت برگشته جهنم میفروشن. و معاملات املاک شمال بهشت میکنن. یک سری شون حوری های بهشت رو با تهدید آوردن خونه شون ...!!! بقیه حوری ها هم مرتب میگن مارو از لیست سهمیه ایرانیها بردار که پدرمونو در اوردن! به حوریها بند کردن که الا و بلا بیایید دماغ تونو عمل کنیم. به یه عده هم گفتن بیایین سینه ها و باسن تونو بزرگ کنیم! خدا میگه: ای جبرئیل! ایرانیان هم مثل بقیه، آفریده های من هستند و بهشت به همه انسان ها تعلق داره. اینها هم که گفتی، خیلی بد نسیت! برو یه زنگی به شیطون بزن تا بفهمی دردسر واقعی یعنی چی!!! جبرئیل میره زنگ میزنه به جناب شیطان... دو سه بار شماره بخش ایرانیان بفرمایید... جبرئیل میگه شلوغه؟ شیطون آهی میکشه و میگه: نگو که دلم خونه... این ایرونیها اشک منو در اوردن! برمیگردونم اون طرف یه آتیشی دیگه بر پا میکنن!!! تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!... یک عده شون بازار سیاه مواد سوختی بخصوص بنزین براه انداختن . چندتا شون دفتر ویزای مهاجرت به بهشت زدن و ویزای جعلی به جهنمی ها میفروشن.یه عده هم وکیل شدن و تبلیغ میکنن که میتونن پیش نکیر و منکر برای جهنمی ها تقاضای تجدید نظر بدن. میگن:پل صراط ایراد فنی داشته که اونا افتادن توی جهنم! دارن امضا ای داد! آقا نکن! بهت میگم نکن!!! جبرئیل جان،ببخش من باید برم،بعدآ صحبت میکنم...اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش میکنن،برم یه چماقی بچرخونم ... امیدوارم خوشتون اومده باشه اگه خوشتون اومحتمانظرتونو راجع بعش بگیییییییییییییییییییییییییید باااااااااااییییییییییییییییییییییییییییییییییییی عزیزان مهربونم
” جان ” درخواست عکس کرد ولی با مخالفت ” میس هالیس ” روبه رو شد . به نظر هالیس اگر ” جان ” قلبا به او توجه داشت دیگر شکل ظاهری اش نمی توانست برای او چندان با اهمیت باشد . ولی سرانجام روز بازگشت ” جان ” فرارسید آن ها قرار نخستین ملاقات خود را گذاشتند : ۷ بعد الظهر در ایستگاه مرکزی نیویورک . هالیس نوشته بود : تو مرا خواهی شناخت از روی گل سرخی که بر کلاهم خواهم گذاشت . به نشانه احترام و سلام خم شدم و کتاب را برای معرفی خود به سوی او دراز کردم . با این .وجود وقتی شروع به صحبت کردم از تلخی ناشی از تاثری که در کلامم بود متحیر شدم . رفتی و با رفتنت قلبم شکســــــت قلــــــب من تنها شدی خدایی هســـــــت آره تو میری و تنهام میـــــــــــزاری روی عشــــق نابمون پا میــــــــــــزاری رفتی و با رفتنت قلبم شکسـت قلب من تنها شدی خدایی هسـت توی آخرین نفس میخوام بگـــــم از تو و عشق خودم نمیگـــــــذرم از تو و عشـــق خودم نمیگذرم !!!! ....... .... گر دلــــت یــــاد کسی کرد و فـــــرو ریخــــت به یــــاد آور که من نیــــز به یــــاد تو چنیــــنم سلــــــــــام ناناسی های خودم دوستای خوفم چطول مطولید واییییییییی الان بعد از چند هفته اومدم خیلی وقته نمیومدم خیلی دلـــــــــــم براتــــــــــــــون تنگیده بـــــــــــــــــود.راستی به وبـــــــــــــــــــــــ گروهیمونم سر بزنید(ماچهارتادوست) سلام و صد سلام تقدیم به همه ی دوستای گلم میخواستم بیام بهتون سر بزنم تاتولد دوست عزیزم
خداحافظ گل لادن .تموم عاشقا باختن برم و بهش بگم که خیلی دوسش دارم می خوام بهش بگم بیا پیش من بمون اگه من و دوستم داری بهم بگو بهم بگو دل و قدرتی ندارم میترسم یه وقت بگم بیا پیش من بمون بر و تنهام بزار اون وقت از غصه ی تنهایی می میرم به خودم میگم که دیگه کسی من و دوست ندار سلام جیگملاامروز که دیگه همه ی کارام تموم شد بای نننازنازیا نظراتونو برام بذارید اومدم من اومدم با یه قالب جدید گفتم حالا که امتحانا تموم شدودرسانوشد بذار وب منم نو بشه... نظرتون در مورد قالب جدید: ۱) خیلی قشنگه. ۲) فوق العاده است. ۳) حرف نداره. ۴) از این بهتر نمی شه. ۵) قالب قبلی بهتر بود. ۶) اه اه...این چیه گذاشتی؟؟؟؟ ۷) یکی دیگه بذار تا کله ات رو نکندم. لطفا(حتما؟) یکی از گزینه های بالا رو انتخاب کنید زمان را فراموش نکنید. برای این گفتم که بدونید که پول تلفنتون زیاد نیاد تا محروم از اینترنت نشید اخه این دل کوچک من براتون تنگ نشه...
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


تبلودمههههههههههههههههههههههههههههههههههههههه!!!!!!!!
یهوووووووووووووووووو!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!![]()

ســـــــــــلام گلکام!خوبید؟؟بچه ها این وب گروهی ماس حتما بریدااااااوگرنه بامن طرفید!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوس بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوس
ادامه مطلب
ادامه مطلب
در آن روزها، حتی یک سلام به یکدیگر، دل دختر را گرم می کرد. او که ساختن ستاره های کاغذی را یاد گرفته بود هر روز روی کاغذ کوچکی یک جمله برای پسر می نوشت و کاغذ را به شکل ستاره ای زیبا تا می کرد و داخل یک بطری بزرگ می انداخت. دختر با دیدن پیکربرازنده پسر با خود می گفت پسری مثل او دختری با موهای بلند و چشمان درشت را دوست خواهد داشت.
ادامه مطلب
ادامه مطلب

![]()

![]()
خوشین
سلامتین
بدو ن من خوش میگذره(این چه سوالی من میپرسم معلومه حوش نمیگذره!!!!)
وغمگین پیشتون اومدم امیدوارم همگی خوشتون بیاد ...![]()
طاقتم طاق شد. از جام بلند شدم ناراحتیم را خالی کردم سرِ کلاغها.
گل را هم انداختم زمین، پاسارَش کردم. گَند زدم بهش. گلبرگهاش کَنده، پخش، لهیده شد. بعد، یقهی پالتوم را دادم بالا، دستهام را کردم تو جیبهاش، راهم را کشیدم رفتم. نرسیده به درِ پارک، صِداش از پشتِ سر آمد.
صدای تندِ قدمهاش و صِدای نَفَس نَفَسهاش هم.
آنطرفِ خیابان، ایستادم جلو ماشین. هنوز پُشتَم بِش بود. کلید انداختَم در را باز کنم، بنشینم، بروم. برای همیشه. باز کرده نکرده، صدای بووق – ترمزی شدید و فریاد – نالهای کوتاه ریخت تو گوشهام – تو جانم.
تندی برگشتم. دیدمش. پخشِ خیابان شده بود. بهروو افتاده بود جلو ماشینی که بِش زده بود و رانندهش هم داشت توو سرِ خودش میزد. سرش خورده بود روو آسفالت، پُکیده بود و خون، راه کشیده بود میرفت سمتِ جوویِ کنارِ خیابان.
ترسخورده – هول دویدم طرفش. بالا سرش ایستادم.
مبهوت.
گیج.
مَنگ.
هاج و واج نِگاش کردم.
توو دستِچپش بستهی کوچکی بود. کادو پیچ. محکم چسبیده بودش. نِگام رفت ماند روو آستینِ مانتوش که بالا شده، ساعتَش پیدا بود. چهار و پنج دقیقه. نگام برگشت ساعت خودم را سُکید.
چهار و چهل و پنج دقیقه!
گیج درب و داغان نگا ساعت رانندهی بخت برگشته کردم. عدلْ چهار و پنج دقیقه بود!!
![]()

:خدا جون
کفش آدیداس
هیچ کدومشون از بالهاشون استفاده نمیکنن
%20%20___%20%20(¯`v´¯)_files/25uprbr.gif)
![]()
چندتاشون دلالی باز کردن

چند پزشک ایرونی هم
![]()
رو میگیره تا بالاخره شیطون نفس نفس زنان جواب میده:
جهنم،
:آقا انگار سرتون خیلی
![]()
شب و روز ندارم! تا صورتم رو%20%20___%20%20(¯`v´¯)_files/fire.gif)
![]()
چند تا پزشک ایرونی در جهنم بیمارستان سوانحسوختگی باز کردن.
چندتا شون که روی زمین مهندس بودن،![]()
جمع میکنن که پل باید پهن تر بشه. حالا هم که...![]()
![]()
![]()
دوسسسسسسسسستون دارم
” جان ” برای او نامه ای نوشت و ضمن معرفی خود از او درخواست کرد که به نامه نگاری با او بپردازد . روز بعد جان سوار کشتی شد تا برای خدمت در جنگ جهانی دوم عازم شود .در طول یکسال و یک ماه پس از آن , آن دو به تدریج با مکاتبه و نامه نگاری به شناخت یکدیگر پرداختند . هر نامه همچون دانه ای بود که بر خاک قلبی حاصلخیز فرو می افتاد و به تدریج عشق شروع به جوانه زدن کرد .
بنابراین راس ساعت ۷ بعدالظهر ” جان ” به دنبال دختری می گشت که قلبش را سخت دوست می داشت اما چهره اش را هرگز ندیده بود . ادامه ماجرا را از زبان خود جان بشنوید :
” زن جوانی داشت به سمت من میآمد, بلند قامت و خوش اندام, موهای طلاییاش در حلقههای زیبا کنار گوشهای ظریفش جمع شده بود , چشمان آبی رنگش به رنگ آبی گل ها بود , و در لباس سبز روشنش به بهاری می مانست که جان گرفته باشد . من بی اراده به سمت او قدم برداشتم , کاملا بدون توجه به این که او آن نشان گل سرخ را بر روی کلاهش ندارد . اندکی به او نزدیک شدم . لب هایش با لبخند پرشوری از هم گشوده شد , اما به آهستگی گفت ” ممکن است اجازه دهید عبور کنم ؟ ” بیاختیار یک قدم دیگر به او نزدیک شدم ودر این حال میس هالیس را دیدم . تقریبا پشت سر آن دختر ایستاده بود زنی حدودا ۴۰ ساله با موهای خاکستری رنگ که در زیر کلاهش جمع شده بود . اندکی چاق بود و مچ پایش نسبتا کلفتش توی کفش های بدون پاشنه جا گرفته بودند
دختر سبز پوش از من دور می شد , من احساس کردم که بر سر یک دوراهی قرارگرفته ام . از طرفی شوق وتمنایی عجیب مرا به سمت آن دختر سبز پوش فرا میخواند و از سویی علاقه ای عمیق به زنی که روحش مرا به معنای واقعی کلمه مسحور کرده بود , به ماندن دعوتم می کرد .
او آن جا ایستاده بود با صورت رنگ پریده و چروکیده اش که بسیار آرام و موقر به نظر می رسید وچشمانی خاکستری و گرم که از مهربانی می درخشید . دیگر به خود تردید راه ندادم . کتاب جلد چرمی آبی رنگی در دست داشتم که در واقع نشان معرفی من به حساب می آمد , از همان لحظه فهمیدم که دیگر عشقی در کار نخواهد بود , اما چیزی به دست آورده بودم که ارزشش حتی از عشق بیشتر بود , دوستی گرانبهایی که می توانستم همیشه به آن افتخار کنم .
من ” جان بلانکارد” هستم و شما هم باید دوشیزه می نل باشید . از ملاقات شما بسیار خوشحالم . ممکن است دعوت مرا به شام بپذیرید؟ چهره آن زن با تبسمی شکیبا از هم گشوده شد و به آرامی گفت: فرزندم من اصلا متوجه نمیشوم! ولی آن خانم جوان که لباس سبز به تن داشت و هم اکنون از کنار ما گذشت از من خواست که این گل سرخ را روی کلاهم بگذارم و گفت اگر شما مرا به شام دعوت کردید باید به شما بگویم که او در رستوران بزرگ آن طرف خیابان منتظر شماست . او گفت که این فقط یک امتحان است !
تحسین هوش و ذکاوت میس می نل زیاد سخت نیست !![]()
![]()
-«%20%20___%20%20»-(¯`♥´¯)-»%20به%20وبلاگ%20درد%20دلهای_files/f_rrvequumi78m_0339dc8.gif)
چند روزه دلــــــــــــم گرفته اما نیســـــــــتی که ببینی ![]()
من برات غــــــــــــــزل بخونم تو کنــــــــار من بشینی ![]()
آره خیلی وقته رفتی شب من هم بی ستاره ست ![]()
دفتر شعرای عشقم وقتی نیستی بی ترانه ست ![]()
بی تو بودن واسه ی من شده عادت شب و روز ![]()
رفتی و چیزی نذاشتی غیر غصه های دیروز ![]()
دلتو از من بریدی شدی هم خونه ی شادی ![]()
من برات موندم ولی تو دل به یه غریبه دادی ![]()
می دونم چیزی نداشتم واسه ی تو غیر غصه ![]()
اما کی به جز دل من حال قلبـــتو می پرسه؟ ![]()
فاصله وقتی رسیدی واسه ی من شد فراموش ![]()
واسه یکبار هم نشد که تو رو حس کنم در آغوش ![]()
فاصــــله یعنی گذشتن از تموم غصـــــــــه هامون ![]()
اما فاصــــله گرفتی با همه گذشــــــته هامون ![]()
اون روزای عاشقونه که توی دلــــــم نشستی ![]()
اومدی و در به روی همه دلتنگـــی ها بستی ![]()
اون روزایـــی که من و تو آخر ترانــــــه بودیم ![]()
واسه زندگیه فردا شعر خوشبختی سرودیم ![]()
خاطرات تلخمون رو جا گذاشتیم توی دیروز ![]()
چقدر سختی کشیدیم تا رسیدیم ما به امروزر ![]()
اما چی شد که دل تو با دل من شد غریـــــــــــبه؟ ![]()
انگاری دلم تو دنیـــــــا از خوشی ها بی نصیـــــــبه ![]()
کاشکی که ما برمی گشتیم به همون روزای تازه ![]()
کاشکی که دوباره قلبم دل به عشق تو ببازه ![]()
-«%20%20___%20%20»-(¯`♥´¯)-»%20به%20وبلاگ%20درد%20دلهای_files/f_126g9m_a762d19.jpg)
-«%20%20___%20%20»-(¯`♥´¯)-»%20به%20وبلاگ%20درد%20دلهای_files/f_ek3gp7ekegm_5bc703a.gif)
-«%20%20___%20%20»-(¯`♥´¯)-»%20به%20وبلاگ%20درد%20دلهای_files/723533ttigg9rqc3.gif)
-«%20%20___%20%20»-(¯`♥´¯)-»%20به%20وبلاگ%20درد%20دلهای_files/f_ek3gp7ekegm_5bc703a.gif)
(¯`v´¯) نیایش جونمو (¯`v´¯) تبریک بگم
این گلای خوشگلم تقدیمش کنم%20%20___%20%20(¯`v´¯)_files/sl0jlv.gif)
%20%20___%20%20(¯`v´¯)_files/2j2tjiu.gif)
%20%20___%20%20(¯`v´¯)_files/2vamxc5.gif)
%20%20___%20%20(¯`v´¯)_files/ser.gif)
%20%20___%20%20(¯`v´¯)_files/j5fdec.gif)
%20%20___%20%20(¯`v´¯)_files/j5fdec.gif)
اینم یه شعر ققققققشنگگگگگگگگ
ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند
يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني
تو اين روياي سر در گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....!
کسی منو دوست نداره... .!![]()
%20%20___%20%20(¯`v´¯)_files/web.gif)
گفتم یه اپ کوچولو بکنم.
منم میرم استراحححححححححت وتفففریح%20%20___%20%20(¯`v´¯)_files/2cqnxno.gif)
%20%20___%20%20(¯`v´¯)_files/30cbnk2.gif)
.gif)


![]()




![]()

![]()

...
نظرای زیبا تون برام بذارید حتما بهشون عمل میکنم(اره جون عمت)%20%20___%20%20(¯`v´¯)_files/30cbnk2.gif)
![]()
%20%20___%20%20(¯`v´¯)_files/30cbnk2.gif)



















